آرزوی دیرین

آرزویی دارم بزرگتر از همه ی آنچه که برایم برآورده ساختی

و سخت تر از هر سختی و

شیرین تر از هر آسانی

امشب و تمام شب و روزهایم، تو را..تنها تو را آرزو میکنم

روزی سخت در آغوشم خواهی کشید و من نیز سخت برایت خواهم گریست

از تمام خارهایی که در سفر به پایم رفت و گرد و غباری که به چشمانم نشست

آنقدر میگریم تا در آغوشت به خواب روم

خوابی به اندازه ی هزاران سال

تا خستگی عمری راه از تنم به در آید

خجسته باد آن لحظه که بیدار شوم

و تمام خوابهایم را فراموش کنم

هیچ شعفی بالاتر از این نمیتواند رخ دهد

/ 1 نظر / 8 بازدید
مهرسا

روح اسیر در تنگنای محدودیت جسم عزم پرواز دارد... و چه سخت است مواظبت از سبوی ایمان و نشکستنش، و تحمل حکمتهای سخت خدا، عبور از پاگرد اتفاقات و بالارفتن از پله ها پله پله تا خدا...