روزهایی که گذشت

شب عید با مامی رفتیم حرم...چقد چراغونی و خوشگل بود...رسیدیم خونه ساعت یه ربع به 11 بود ولی خیابونا شلوغ بود..سر کوچه هم شربت و شیرینی میدادن و خیلی شلوغ...خوش گذشت..جاتون خالی

این عکسارو هم به زحمت گرفتم دیگه تو شلوغی گرچه کیفیتم نداره زیاد

 

 

استخر سابق از شنبه ی پیش باز شد...بماند که هنوز کار داره...بی کفایتی مدیر هم بماند...فعلا آموزش نداریم تا بعد ماه رمضون

تا آخر هفته ی دیگه هم میریم و باز تعطیله تو ماه رمضون

اون یکی استخرم (پارک آبی) فردا شبیه سازی داریم و بعدم دیگه رسما بازگشایی میشه..ظاهرا 4شنبه افتتاحیش بوده حالا نمیدونم بوده واقعا یا نه..

تو استخرمون یه اتفاقاتی داره میافته و احتمال زیاد جا به جایی هایی در حال وقعه...یه سری تصمیمات مزخرفی داره گرفته میشه که امروز مدیر گفت...یه حرکت احمقانه هم اول کاری زدن همکاران محترم و مدیر (که باتفاق همه بی عقلن) که اعصاب من یکیو بهم ریختن...دنبال بهونه بودم از اینجا برم بیرون و ظاهرا داره جور میشه..

نمیدونم اصلا فکر که میکنم میبینم این پارک آبیه جدا صلاحی توش بود که دقیقا روز قبل رفتن یکی از دوستا بهم خبر بده و باهاش برم ببینم چی به چیه و فرم پر کنم و بعدم باقی مراحل انجام شه...

از کار کردن پیش یه عده آدم نادون که ادعاشون تا سقف آسمون میرسه و هی حق الناس حق الناس میکنن ولی حتی نمیدونن معنیش چیه!!!!! و فقط مثل گوسفند سرشونو میندازن پایین تا هر بلایی سرشون بیارن خسته شدم

تا همینجا برام مفید بود

ولی با حرفایی که امروز زده شد به مدیر گفتم ازشون بپرسین جریان چیه؟؟ اگه قراره نیم بند اینجا باشیم من یکی که برم همون استخره کار کنم چون هم بیمم کامله و هم حقوقم...قرار شد خبر بدن

فردام میرم اون پارکه یه پرس و جویی میکنم...

ایشالا که خیره

بعضی وقتا لازمه بذاری بری و کسی دیگه جات بیاد تا بفهمن فرق تو با بقیه چی بوده!!!؟؟؟

و من اگه پامو از این استخر بیرون بذارم دیگه حاضر نیستم برگردم اون خراب شده با اون آدمای ابله که فقط بلدن سواری بدن و شخصیت و جایگاه خودشونو بقیه رو بیارن پایین

و از همین الان میبینم روزی که پشیمون بشن و باز بیان التماس و خواهش که برگردین..و میبینم روزی رو که با دست خودشون آبروشونو همه جا بردن و حرفشون سر زبونا افتاده ... این اتفاقا قبلا هم افتاده!!!

من که اگه ببینم وضعیت مناسبه حتما میرم

هوا به شدت گرم شده

پروژه ی تمیز کاری و آماده سازی زیر زمینم بعد 3-4روز کار اساسی و خسته کننده به یه جایی رسید بالاخره ولی یه چند تا کار کوچیک دیگه دارم و بعد هر موقع مهمون یا مشتری داشته باشم میبرم پایین که هم مزاحم بقیه نباشم هم خودم راحت باشم هم اونا

/ 2 نظر / 11 بازدید
رومیسا

عیدت گذشته توهم مبارک وزیارت قبول. عکسات خیلی قشنگ بودن یه پا اوستای عکاسی داری میشی هاااا باز که توغرغر کردی دخترجان[نیشخند] انشالله هرجاخیرته خدا همونو پیش روت بزاره عزیزم. میخوای با زیرزمین چکارکنی مگه؟میخوای بشه خیاطی یا آموزشگاه خیاطی؟

مهرسا

سلام و تبریک با تاخیر برای عید عکسها خیلی زیبا بود هرچی که مربوط به اون صحن و سراست زیبا و دلرباست. مبری زیارت مارو هم ازدعا فراموش نکنی التماس دعا و موفق باشی و خداصبرت بده همکارهای فندق مغز را تحمل کنی رواعصابن...