مرزهای کهنه

این روزها میخواهم از تمام شهر دور شوم...

 هوا پر از نفسهای مسموم است

خفه ات میکند..

صدای گامهای آدمها پشت سرت لرزه بر وجودت می اندازد و بس

دنیا کوچکتر از آنی بود که می اندیشیدیم

/ 1 نظر / 15 بازدید
زرشک

به ما هم یه سر بزن????